على ربانى گلپايگانى

184

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

اوّل ، جزئى به حمل اولى جزئى است و به حمل شايع كلى است و شريك البارى به حمل اوّلى شريك البارى است و به حمل شايع ( شريك البارى نيست ، بلكه ) ممكن الوجود و مخلوق بارى است ، و لا ثابت در ذهن به حمل اولى لا ثابت در ذهن است و به حمل شايع ثابت در ذهن است . شرح مطالب : شبههء معدوم مطلق مقصود از معدوم مطلق ، ذات و ماهيتى است فرضى كه از هيچ مرتبه‌اى از مراتب وجود برخوردار نيست ، نه وجود ذهنى دارد و نه وجود خارجى ، نه بالقوه و نه بالفعل . و به تعبير صدر المتألهين عدم و نيستى مطلق مساوى است با رفع همهء مراتب هستى « 1 » . شكى نيست كه يك چنين ذات مفروضى ، صلاحيت هيچ حكمى را ندارد و از آن جمله اخبار است ، يعنى قابليت و صلاحيت اينكه مخبر عنه واقع شود و از آن خبر داده شود را ندارد لكن با اندكى تأمل معلوم مىشود كه همين سخن ، خود اثبات يك حكم براى معدوم مطلق و يك نوع اخبار از آن است ، زيرا اينكه مىگوئيم : « معدوم مطلق هيچ حكمى ندارد » يا « از معدوم مطلق خبر داده نمىشود » قضيهء حمليه‌اى است كه داراى « مخبر عنه » و « محكوم عليه » مىباشد و مخبر عنه و محكوم عليه آن ، همان معدوم مطلق است . اگرچه مخبر به و محكوم به آن ، عدم الاخبار و عدم الحكم است . بنابراين در همان حال كه مىگوئيم « از معدوم مطلق خبر داده نمىشود و حكمى براى آن ثابت نيست » ، در واقع از آن خبر داده و براى آن حكمى را اثبات نموده‌ايم و اين تناقضى آشكار است .

--> ( 1 ) اسفار ، ج 1 ، ص 345 : « مطلق الوجود للشىء المتحقق باى نحو من الانحاء و طور من الاطوار ، يقابله العدم المطلق المساوق لرفع جملة الوجودات » .